*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~

در این دشت آهو چو خواهد بقا

به گرگ حریص بایدش باوفا

 همه ظاهرا پاک و بس بی ریا

و اما فریب است این چهره ها

که هستند گرگان بره نما

" تو ای آهو خوش قد باصفا

در این دشت خواهی چو کردن چرا

دمی زیر دندان تیز من آ

به دندان کشم لحظه ای من تو را

به چنگال و در زیر این پنجه ها

نمایم تو را مدتی جابجا

که خوشنودم از بودن با شما"

در این دشت آهو چو خواهد بقا

به گرگ حریص بایدش باوفا

" من آن آهوی نوميدم و نامراد

كه مادر مرا كاش هرگز نزاد

چو چشمان هر گرگ بر من فتاد

خيالش پليد و دلش شاد شاد

اگر چه به ظاهر به تقوا نماد

چنان دون، گردون به من زحر داد

که قلبم در این وانفس ایستاد

در این دشت چون شد گذر اوفتاد

که شرط بقا روسیاهی نهاد

چنین است چون رسم مردان راد

گریزم از زین مهلکه همچو باد

شوم محو در دوردستی ز یاد

كه از دست نامردمان دور باد

در این دشت آهو چو خواهد بقا

به گرگ حریص بایدش باوفا

چو این است آیین و دین شما

نخواهم بقا، من نخواهم بقا

اگر روسياهي ست شرط بقا

ببخشم عطای بقا بر لقا

نه خواهم عطا و نه خواهم بقا

*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~